کاش ميشد روی دلدارم ببينم

mahdi-b123.jpg

هنوز صدای آن رزمنده را که در لحظات آخر صدا می زد يا صاحب الزمان (عج) از ياد نبرده ام.

هنوز نوشته پشت پيراهن آن رزمنده را که نوشته بود من آمده ام تا به نام سرباز     امام زمان (عج) در خون خود غسل کنم از پيش چشمانم پاک نشده است.

هنوز اشکهای آن نوجوان را که امام زمان (عج) را قسم ميداد تا لياقت جنگيدن را به او بدهد از ياد نبرده ام.

و هنوز نگاه های ملتمس نوجوانی را که به اتوبوس های رزمندگان با چشمانی پر از اشک می نگريست و با خود می گفت يا صاحب الزمان (عج) کی می شود من هم لباس سربازی تو را بپوشم در خاطره خويش دارم.

و اما امروز چه ...

وا اسف که همه امام زمان را از ياد برده ايم و نگاه خويش را به قدری به گناه آلوده ايم که از زيارت جمال دلنشين دلدار محروميم وای بر ما که از ديدن جمال دلربای آن يوسف فاطمه (عج) محروميم ...

خانمان سوختگان چه می توان گفت جز اينکه وای به حالتان و وای به حالمان که او در کنار ماست و ما از ديدن او بی بهره ايم و اين جز به عصيان ما بر نمی گردد.

ای کاش می ديديم چشمان گريان امام زمان (عج) را هنگامی که به پرونده اعمال ما می نگرد و برای ما می گريد.

 jamkaran-b111.jpg

 

/ 0 نظر / 15 بازدید