05.jpg

در كوچه‎هاي‎ تنگ‎ بني‎‎ هاشم‎ , شـور و نشـاطي به‎‎ وسعت‎‎ آسمان‎‎ و زمين برپاست ,كوچـه هـا , مست‎ حضور پور علي‎ هستند, سرشار از غرور , كه‎ هم‎‎‎ گام استوارترين‎ گام ها خواهند شد.

پنجره‎‎‎‎ها چشم‎ بـه در دوخته انـد و شكـوفـه خوشبوي‎ امامت‎ را منتظرند و حضـور سـوميـن‎ خورشيد را چشم‎ به‎ راهنـد تـا چـشمـان‎ بـي‎ فروغشان‎ در تلالو نور چشمـانـش‎ , منـور و افق‎ نگاهشان‎ را از دريچه‎‎ چشم‎‎ او به عالـم هستي‎ گسترش‎ دهند .

خاك‎ به‎‎‎ خود مي‎ بالد كه بوسه زن‎ پاي‎ دوسـت‎ مي‎ شود و به‎‎‎ افتخار سجدهگاه بهترين‎ مخلوق‎ خدا نايل‎ خواهد شد. ايثار, ردا از دوش‎ افكنده‎ تا خــود را در زير رداي‎ او بيفكند و عدالت‎, خبرش‎ را از صبح‎ صادق‎ مي‎گيرد و معرفت‎ , سايه‎ سارش‎ را مي‎طلبد تا خود را از عطر صفا و صـداقتــش‎ خوشبو كند و فرشتگان‎, بر هودج‎ نور نشستـه‎ و فوج‎‎ فوج به‎‎‎ سـوي‎ خـانـه گـليـن‎ فـاطمـه رهسپارند.
جبرئيل‎ پيشاپيش‎ فرشتگان‎ , بر آستانه‎‎ خانه رسول‎ (ص‎) فرور مي‎آيد وسلام‎ و تهنيت‎ خداوند را به‎‎ رسولش‎ (ص‎) عرضه مي‎دارد وتولد تداوم‎ بخش‎ نسل‎ نبوي‎ را مژده‎ مي‎‎دهد و مـژدگـانـي مي‎طلبد.

چشمه‎ هاي‎ اميد, جوشـان‎‎ و آبشـاران عشـق‎ , سرازير مي‎شود .

گل‎ لبخند بر لبان‎ پيامبر شكفته‎ مـي‎شـود و در حالي‎‎ كه‎‎‎ عاشقانه به حسن‎ (ع) مـينگـرد, حضور مبارك‎ حسين‎ (ع) را انتظار مي‎كشد. نسل‎ پيامبر ادامه‎‎ مـي‎يـابـد و فاطمـه (س‎) سلسله‎‎ دوار نبوي‎‎ و آيينه دار ولايـت‎ علـوي مي‎شود.

اي‎‎ حسين‎ (ع) تو آمـدي تـا جمـال‎‎ بـي‎ زوال آيات‎ خدا, در پرده‎‎‎هاي‎ سياه تحريف‎ پوشيـده نشود و هر معاويه‎ قدرت‎ و عمروعاص‎ مكـر و فريبي‎ به‎‎‎ خود اجازه سوء استفاده نـدهـد و با جهل‎ سياه‎‎ يزيد, راه سفيد ولايت‎, مسـدود نشود و بزرگ‎ راه‎‎ اطيعوالله و اطيعوالرسول‎ و اولي‎ الامر به‎ بن‎بست‎ نرسد.

پيامبر(ص‎) قنداقه‎‎ نور ديدهاش‎‎ را در آغـوش گرفتـه‎‎‎ اسـت‎ و نگـاه از مـاه رخسـارش‎ بـر نمي‎دارد برازنده‎ نام‎ اين‎ طفل‎ چيست‎.؟ جبرئيل‎ خواهد آمد بايد منتظر بود, منتـظر اراده‎ خداوند. ... و حسين‎ (ع) انتخاب‎ مخصوص‎ پـروردگـار است‎.
مدينه‎‎‎ براي‎ مباركباد آمده است‎ اجازه ورود مي‎خواهد تمام‎‎ ساكنان‎ ملكوت‎ هم بـراي‎ عـرض‎ تهنيت‎ اجازه‎ حضور در زمين‎ را يافتند. فرشتگان‎‎‎‎ , مدام‎ ميان زمين و آسمان در رفت‎ و آمدند به‎ يمن‎‎ حضور حسين (ع) درهاي‎ رحمت‎ خداوند گشوده‎‎ مي‎شود, وجود حسين‎ (ع) معجزه مي‎ كند, آخر حـسيـن‎ (ع) فقـط دارالـشفـاي‎ خاكيان‎‎ نيست‎‎ طبيب‎ افلاكيان هم‎ هست .

سلام‎ بر حسين‎‎ (ع) برگزيده‎ خداوند در زمين. سلام‎ بر خلاصه‎ خلقت‎. سلام‎ بر او كه‎‎ با حضورش‎ آينده زمين‎‎ روشنتر رقم‎ مي‎ خورد. سلام‎ بر زينت‎ بخش‎ شانه‎هاي‎ رسول‎ (ص‎) هنوز در گوش‎ تاريخ‎ مي‎پيچد طنين‎ صـداي‎ روح‎ بخش‎ پيامبر (ص‎) كه‎ مي‎فرمود: حسيـن‎ (ع) از من‎‎ است‎ و من از حسينم‎. اي‎‎ آفتاب‎ هستي‎ بخش‎ شيعه‎, اي چراغ هدايت‎ و اي‎‎ كشتي‎ خوش‎ آمد.ي
درود بر تو كه‎ معلم‎ عشقي‎ و مفسر راز خون‎. آغازين‎‎ روزهاي‎ ماه‎ شعبـان اسـت‎ و دلـم‎ در اوج‎ لحظه‎ هاي‎ سبز است‎‎ با يادت پر مي‎گيرد. تا آن‎ سوي‎‎ پروازهاي آبي‎ عشق‎ . تا آن‎ سوي‎‎ تبسم‎ هاي سپيد ياس‎ . تا سبزترين‎ كوچه‎‎‎ در نگاه مشتاق‎ مدينه. تا آبي‎ ترين‎ آستانه‎ احساس‎ باز هم‎ كربـلا , باز هم‎ در اوج‎ لحظه‎هاي‎ سبز, با فـراوانـي‎ يادت‎ همراه‎‎‎‎ مي‎شوم‎, مدينه و قنداقـهاي‎ كـه فرشتگان‎ براي‎ تماشايش‎ از روح‎ القدس‎ نوبت‎ مي‎گيرند.
مدينه‎‎‎ و هيجان‎ تولد نيمه دوم‎ سيب‎ مدينه و تبسم‎ هاي‎ تازه‎‎‎ شكفته پيامبر (ع) مدينـه و صداي‎‎ دلنشين‎‎ پروردگار كه‎ خود را براي اين خلقت‎ خويش‎ مي‎ستايد. فتبارك‎ الله‎ احسن‎‎ خالقين.

/ 0 نظر / 18 بازدید